ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

144

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

( 425 ) سال چهارصد و بيست و پنج بيان فتح قلعهء سرسى و غيرها در سرزمين هند در اين سال سلطان مسعود بن محمود بن سبكتكين قلعه سرسى و نواحى مجاور آن را در هند بگشود . سبب آن ، چنان كه ياد كرديم عصيان احمد ينالتكين نمايندهء او در هندوستان بود ، همين كه احمد به طاعت خويش بازگرديد ، مسعود مدتى دراز در هند اقامت كرد تا اينكه آن بلاد برخوردار از امنيت شد و امور بنصاب خود استقرار يافت و سپس قصد قلعه سرسى كرد و آن يكى از منيعترين قلاع هند و محكمترين آنها بشمار ميرفت و سرسى را محاصره نمود . پيش از آن پدرش ( محمود ) هم يك بار آنجا را محاصره كرده بود و لكن فتح آن براى او ميسر نشد ، همين كه مسعود آنجا را محاصره كرد صاحبش پيام فرستاد و مالى تقديم نمود كه صلح كند ، مسعود خواست او بپذيرفت . در قلعه سرسى قومى از بازرگانان مسلمان وجود داشتند ، صاحب قلعه تصميم گرفت اموال آنها را بگيرد و براى مسعود در جملهء قرارى كه با وى نهاده بود بفرستد بازرگانان مسلمان نامه‌اى نوشتند و آن را بوسيله چوبه تيرى به اردوگاه مسعود پرتاب كردند و در آن بازرگانان ضعف و زبونى هندوان را بازشناسانده بودند و گفته بودند چنانچه شكيبائى پيشه كنيد ، قلعه را تسخير خواهيد كرد ، پس مسعود از قرار صلح روى بگرداند و دست بجنگ زد و خندقى را كه در پيرامون قلعه بود با شاخ و برگ درختان و نيهاى نيشكر و غيره پر كرد و خداوند يارى كرد و قلعه گشوده شد و هر كه در آن بود ( البته از كفار ) بكشت زنان و بچه‌هاى آنان را اسير كرد و بلاد مجاور آن را هم بگرفت . و تصميم او بر اين بود كه براى جهاد بر طول اقامت